عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
107
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
امّتى من يعظّمه اللَّه للنّار حتى يكون بعض زواياها - و سنگ آنست كه ابن عباس گفت « هى حجارة من كبريت اسود يعذّبون بها مع النّار . » عبد اللَّه مسعود گفت سنگهاى كبريت است كه اللَّه تعالى آن روز كه آسمان و زمين آفريد آن سنگها بيافريد در آسمان دنيا تا فردا از گردنهاى كافران در آويزند تا آتش در آن گيرد و حرارت آن برويها و سرهاى ايشان ميرسد و ايشان را به آن عذاب ميكنند . و گفتهاند اين سنگها بتاناند كه از سنگ ساختهاند فردا همان بتان و هم بتپرستان هيزم دوزخ خواهند بود ، و ذلك فى قوله تعالى إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ . و قيل - انّ اهل النّار اذا عيل صبرهم بكوا و شكوا ، فتنشأ سحابة سوداء مظلمة ، فيرجون الفرج و يرفعون رأسهم اليها ، فتمطر هم حجارة عظاما كحجارة الرّحى ، فتزداد النّار اتّقادا و التهابا كنار الدّنيا اذا ازيد حطبها ازداد لهبها . و عن ابى هريرة قال « قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تحسبون ناركم هذه مثل نار جهنّم ؟ انها لا شدّ سوادا من القار » . و در بعضى كتب آوردهاند كه اللَّه تعالى با موسى گفت - كه در دوزخ وادى است كه در آن وادى سنگهاست كه از آن روز باز كه من بر عرش خود مستوى شدم آتش بر آن مىافروزند و آن سنگها را گرم ميكنند « اعدّت لكل جبّار عنيد لمن حلف به اسمى كاذبا » - اى موسى ساخته شد آن سنگها هر گردنى را ستيزه كش كه بنام من سوگند بدروغ ياد كند ، موسى گفت يا رب آن سنگها چيست ؟ گفت « كبريت فى النّار عليها مستقرّ قدمى فرعون ، و عزّتى لو قطرت منها قطرة فى بحور الدنيا لأجمدت كلّ بحر ، و لهدّت كل جبل ، و لتشقّت الارضون السّبع من حرّها . و روى انّ النّبي صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قال « اشتكت النّار الى ربّها فاذن لها فى نفسين فشدّة الحرّ من حرّها و شدّة البرد من زمهريرها . » أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ - اين رد است بر معتزله كه گفتند دوزخ هنوز نيافريدهاند و موجود نيست و معلومست كه لفظ أُعِدَّتْ جز موجود نگويند اگر آفريده نبودى اعدّت نگفتى ، يشهد له قوله تعالى أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً . اگر كسى گويد - كه در دوزخ جز كافران نشوند كه ميگويد أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ ؟ جواب آنست كه